بدون عنوان
صبح که علی می خواد بره مهد خیلی علاقه داری که باهاش غذا بخوری اینجت نونشو با زرنگی برداشتی و در رفتی !!!!!1 علی خیلی دوست داره وقتی از مهئ میاد باهات کلی بازی میکنه میذارتت تو کارتن وتوی خونه می چرخونتتو تو هم کلی ذوق می کنی بعدم رو پاهاش میذلرتت برات لالایی می خونه تا بخوابی ...
نویسنده :
مامانی
0:14
بدون عنوان
سلام گلم الان ساعت 12 شب است که تومدم به سرتغ وبلاگت ولی تو تین موقع هم منو ول نمی کنی همین یه دقیقه پیش بود که صدای گریه تا بلند شد حالا اگه تجتزه بدی فقط چندتا از عکسهتاو میذارم با توضیح بسیار مختصر شب اول محرم تو علی با بابا رفتید بیرون من چون خیلی خسته بودم نیامدم و تو هم وقتی برگشتی خیلی خسته بودی که دم در خوابت برد الهی قربون مشکی پوشم بشم داشیم می رفتیم همایش علی اصغر ...
نویسنده :
مامانی
0:07
روزهایی که گذشتند
سلام رضای گلم الان که به سراغ وبلاگت امدم شما 9ماهه هستی توی این مدت به قدری وقتم با شماها پر شده که اصلا فرصت هیچ کار اضافی را ندارم البته تونستم بخشی از خاطراتتو توی دفتر یادداشت کنم بعضی از عکسهاتو برات می ذارم البته تا جایی که بتونم بعدا توضیحاتشو برات می نویسم دوآب الشتر شهریور ماه با مامان جون وبابابزرگ قربون اون صورت تمیزت برم کباب خور من ...
نویسنده :
مامانی
1:32
بدون عنوان
سلام رضای گلم الان که به سراغ وبلاگت امدم شما 9ماهه هستی توی این مدت به قدری وقتم با شماعا پر شده که اصلا فرصا هیچ کار اضافی را ندارم البته تونستم بخشی از خاطراتتو توی دفتر یادداشت کنم ...
نویسنده :
مامانی
1:27
رجعت به وطن
سلام پسر گلم از وقتی که از مشهد برگشتیم دیگه فرصت نکردم به سراغ سایتتون بیام چون سخت مشغول تدارکات به دنیا اومدنت هستم کلی لباسهای خوشکل برات دوختم تازه باید کمکم وسایلمونو جمع کنیم و برای رفتن به اصفهان آماده بشیم چون بابا طرحش رو به اتمامه و جنابعالی هم در راهید قرار شد ما یک ماه زودتر از تولد تو بریم اصفهان و بابا هم وقتی طرحش تمام شد بیاد حالا قراره فردا مستاجرمون خونه رو خالی کنند ما هم آخر هفته می ریم ایشالا که وسایلمونو بچینیم
نویسنده :
مامانی
21:41
مسافرت مشهد
سلام گلم این مدت که به سراغت نیومدم رفته بودیم مشهد بعدش هم اومدیم اصفهان و دو هفته ای هم اونجا موندیم حالا هم خیلی حوصله نوشتن از اتفاقاتی که افتاد را ندارم ولی سفر بسیار خوب وپر باری بودی تاریخ حرکتمون 3/9/92 بود وبرگشتم هم 8/9/92 ولی تو یک روز زودتر رفتی و یک روز هم زودتر برگشتی!!!!
نویسنده :
مامانی
21:01







